عبدالله مستوفى

47

شرح زندگانى من ( تاريخ اجتماعى وادراى دوره قاجاريه ) ( فارسى )

در اوقاتى كه شاه پشت ديوار هرات بود حاجى ميرزا آقاسى در وصول ماليات و رساندن اسلحه و خواربار و مهمات منتهاى سعى و كوشش را به عمل آورد و فداكارى خود را نسبت بشاگرد سابق و پادشاه خود ظاهر ساخت . اين فداكارى ، شاه را بيشتر به سمت او متمايل كرد و بعد از مراجعت از هرات كليهء اختيارات را به او تفويض نمود . عمليات حاجى ميرزا آقاسى بيكفايتى و سادگى حاجى ميرزا آقاسى خيلى در افواه منتشر و حتى قاآنى در قصيده‌اى كه در مدح ميرزا تقى خان اتابك اعظم سروده حاجى را « ظالم شقى » « 1 » هم خوانده است بايد گفت شاعر به جهت ايراد صنعت طباق و تضاد و رعايت سجع « عادل تقى » ( مقصود امير نظام است ) با « ظالم شقى » اين گناه را مرتكب شده اينمرد خيرخواه را بظلم و شقاوت معرفى كرده است . اديب الممالك در چكامه‌اى كه در دورهء مشروطه سروده و كارهاى دولت وقت را نقادى كرده است بكنايه حاجى ميرزا آقاسى را ابله و جاهل قلمداد مىكند بر او هم ايرادى نيست زيرا حاجى بجاى عموى او ، قائم‌مقام نشسته است و « قائم‌مقامى » حق داشته است كارهاى او را نپسندد حاجى ابراهيم كلانتر شيراز و ميرزا شفيع مازندرانى و حاجى محمد حسينخان اصفهانى حتى قائم‌مقام قبل از حاجى ميرزا آقاسى و ميرزا آقا خان نورى و ميرزا محمد خان قاجار و ميرزا يوسف آشتيانى و امين السلطان بعد از او براى ايران چه زرى بسيم بافته‌اند كه او يا از راه ظلم و شقاوت يا از راه بله و سفاهت نبافته است ؟ يا بقول مرحوم سيد حسن مدرس كه شايد شرح واقعه را هم در وقت خود بنويسم « آنها كه اسب عربى بودند چه كره‌اى انداخته‌اند كه اين نينداخته است . » البته نبايد انتظار داشت حاجى ملا عباس ايروانى در آن دوره در سياست مثل مترنيخ اتريشى و تاليران فرانسوى باشد يا بتواند لشكر مشق كرده و نظام ناپلئونى را در ايران تدارك كند مگر امروز وزراى ما بچرچيل و گوبلز و سرلشكران ما به رمل و تيموچينكو ميرسند ؟ يا بهتر بگوئيم وسيله و زمينهء خودنمائى به قدر آنها دارند ؟ حاجى ميرزا آقاسى بعد از مراجعت احمد شاه از هرات دانست كه دير يا زود دولت ايران بايد بر سر تصرف هرات بجنگد . امروز شاه ناخوش است فردا شاه جوانى بتخت خواهد نشست جمع‌آورى و مشق دادن قشون چريك چه فائده‌اى داشت ؟ بايد تا ممكن است اسلحه و مهمات تدارك كند و نان قشونرا تأمين نمايد . به اين قصد تا توانست براى دولت ملك خريد و تفنگ و توپ در انبارهاى دولتى ذخيره كرد و باروت و كاغذ تدارك ديد و براى تهيه اين خواربار و مهمات از بذل هيچگونه سعى و جدوجهد كوتاه نيامد هرجا ملك لم - يزرعى پيدا ميكرد ميخريد و قنات آن را آباد مينمود و به راه ميانداخت و در هر نقطه زمين بايرى مييافت بوسيلهء حفر نهر بنزديكترين رودخانه ، آب براى آن فكر ميكرد و هرجا آهن و سرب و قلع و روى گير ميآورد جمع مينمود و از آنها توپ ميريخت و براى سوراخ كردن آن از قوت گاوميش استفاده ميكرد .

--> ( 1 ) - بجاى ظالمى شقى نشسته عادلى تقى * كه مؤمنان متقى كنندش افتخارها از قصيده قاآنى در مدح ميرزا تقى خان اتابك اعظم